الشيخ الجواهري
120
مجمع الرسائل ( فارسي )
( مسأله 341 ) : اگر محل مسح بر جبيره طاهر باشد كه هو المطلوب ، ولى اگر طاهر نباشد بايد در صورت امكان آن را تطهير نمايد و در صورت عدم امكان ، تيمم بر او واجب است هر چند احوط جمع بين تيمم و گذاردن چيز طاهر بر جبيره و مسح كردن بر آن است . ( مسأله 342 ) : در جبيره فرقى ميان بعضى از عضو و تمام عضو و بلكه جميع اعضا ( 1 ) نيست و همچنين فرقى بين آنكه زير آن پاك باشد يا نجس و يا آنكه جراحت در اثر تفريط خود شخص باشد يا نباشد ، نيست . ( مسأله 343 ) : پارچههايى كه بر روى قروح يا جروح مى بندند و همچنين دواهائى كه روى آنها مى گذارند همان حكم جبيره را دارند ولى در چيزهائى كه چسبانيدن آنها بدون حاجت ( 2 ) باشد و كندن آنها موجب ايجاد اذيتى شود احوط جمع ميان جبيره و تيمم است ( 3 ) . ( مسأله 344 ) : هرگاه شخص بسبب مسح نمودن بر روى پوست يا جبيره و مانند جبيره متضرر شود و حايلى غير از آن نباشد واجب است در اين صورت تيمم نمايد ( 4 ) و همچنين هرگاه در يك عضو از اعضاى وضو يا كمتر و يا بيشتر از آن قروح و جروح و يا شكستگى وجود نداشته باشد و ليكن داراى درد و مرض
--> ( 1 ) شيخ انصارى - محمد كاظم طباطبائى : در صورت جبيره بر تمام اعضا احوط جمع ميان وضو و تيمم است . ( 2 ) محمد باقر شيرازى : اگر چسبانيدن حتى حسن هم نداشته باشد و كار لغوى باشد ، و اما اگر نيكوتر باشد و كندن آن اذيت داشته باشد همان جبيره كافى است . ( 3 ) شيخ انصارى - محمد كاظم طباطبائى : اكتفا به مسح بر حاجب خالى از قوت نيست . ( 4 ) محمد باقر شيرازى : احوط جمع ميان شستن ما عداى موضع جبيره و تيمم است .